خرید بک لینک

درباره سایت

...

آخرین مطالب

امکانات وب

پرواز با تیر و کمان کودکی‌امدر کوچه باغ‌های قدیمیو در انبوه درختان باران خوردهسینه گنجشکی را نشانه گرفته بودمکه دلبسته‌ی تو شدمگنجشک بر شانه‌ام نشستو منشکارچی ماهری شدماز آن پسهرگز به شکار پرنده‌ای نرفتمهر وقت دلتنگمآواز می‌خوانمپرنده می‌آید، پرنده می‌نشیند، پرنده را می‌بویم، پرنده را می‌بوسم، پرنده را رها می‌کنمو چون شکار دیگری میشودکودکی‌ام را می‌بینمکه از درد به خود می‌پیچد و می‌گریدهای پرواز چقدر تو را دوست دارم... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرنیا فرهادی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 9:39

و دریغا بر من
چگونه فراموش می شود سبدها وسفره هایی که
سالهاست نه سیب را می شناسند و نه مهربانی را

و دریغا بر من
چه لال و بی برگ و بار پیر می شوم
در این سوی دیوارهایی که از من
دزدیده اند سیب را
و جانمایه سرودهای جوانی را

و دیگر جوان نمی شوم
نه به وعده این بهاری که آمده است
و نه به وعده آن شکوفه های نو شکسته

برچسب: نویسنده: پرنیا فرهادی تاريخ: چهارشنبه 1 آذر 1402 ساعت: 14:18

من از شب حرف می زنم من از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف میزنم اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه... که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم...

برچسب: نویسنده: پرنیا فرهادی تاريخ: يکشنبه 12 تير 1401 ساعت: 12:17

"کوچ از خود.." تو از آن دشت خشک تشنه روزی کوچ کردی و اشک من تو را بدرود گفت غم این نابسامانی همه توش و توانت را ز تن برد تو با خون و عرق ،این جنگل پژمرده را رنگ و رمق داد تو با دست تهی با آن همه توفان بنیاد کن در افتادی تو را کوچیدن از آن خاک ، دل برادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرنیا فرهادی تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 10:16

بارها گفته ام تو که نیستی این شهر بهار ندارد
باغ ندارد
بهار نارنج ندارد
و آدم اگر دلش بگیرد
دردش را به کدام پنجره بگوید
که دهانش پیش هر غریبه ای باز نشود..

لیلا کردبچه

برچسب: نویسنده: پرنیا فرهادی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 3:02

این ماه شهريورترين ماهِ من است

دلهره ي دیدار كه هيچ
فكر نشستن در کنار هم
بي تابم مي كند
دست هايت را به من بده
از ما تا پاييز
همين چند روز باقیست...

برچسب: نویسنده: پرنیا فرهادی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 3:02

صفحه بندی